☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نایب آمد گفت صندوقت به چند — گفت نهصد بیشتر زر می‌دهند

من نمی‌آیم فروتر از هزار — گر خریداری گشا کیسه بیار

گفت شرمی دار ای کوته‌نمد — قیمت صندوق خود پیدا بود

گفت بی‌ رؤیت شری خود فاسدیست — بیع ما زیر گلیم این راست نیست

بر گشایم گر نمی‌ارزد مخر — تا نباشد بر تو حیفی ای پدر

گفت ای ستار بر مگشای راز — سرببسته می‌خرم با من بساز

ستر کن تا بر تو ستاری کنند — تا نبینی آمنی بر کس مخند

بس درین صندوق چون تو مانده‌اند — خویش را اندر بلا بنشانده‌اند

آنچ بر تو خواه آن باشد پسند — بر دگر کس آن کن از رنج و گزند

زانک بر مرصاد حق واندر کمین — می‌دهد پاداش پیش از یوم دین

آن عظیم العرش عرش او محیط — تخت دادش بر همه جانها بسیط

گوشهٔ عرشش به تو پیوسته است — هین مجنبان جز بدین و داد دست

تو مراقب باش بر احوال خویش — نوش بین در داد و بعد از ظلم نیش

گفت آری اینچ کردم استم است — لیک هم می‌دان که بادی اظلم است

گفت نایب یک به یک ما بادییم — با سواد وجه اندر شادییم

هم‌چو زنگی کو بود شادان و خوش — او نبیند غیر او بیند رخش

ماجرا بسیار شد در من یزید — داد صد دینار و آن از وی خرید

هر دمی صندوقیی ای بدپسند — هاتفان و غیبیانت می‌خرند

← Önceki 994 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı