← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست، کوههای بلند و دریاهاست»
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
غیب را ابری و آبی دیگرست — آسمان و آفتابی دیگرست
ناید آن الّا که بر خاصان پدید — باقیان فی لَبْس مِنْ خَلْقٍ جَدید
هست باران از پی پروردگی — هست باران از پی پژمردگی
نفع باران بهاران بوالعجب — باغ را باران پاییزی چو تب
آن بهاری نازپروردش کند — وین خزانی ناخوش و زردش کند
همچنین سرما و باد و آفتاب — بر تفاوت دان و سررشته بیاب
همچنین در غیب انواعست این — در زیان و سود و در ربح و غبین
این دم ابدال باشد زان بهار — در دل و جان روید از وی سبزهزار
فعل باران بهاری با درخت — آید از انفاسشان در نیکبخت
گر درخت خشک باشد در مکان — عیب آن از باد جانافزا مدان
باد کار خویش کرد و بر وزید — آنک جانی داشت بر جانش گزید