☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت پیغامبر ز سرمای بهار — تن مپوشانید یاران زینهار

زانک با جان شما آن می‌کند — کان بهاران با درختان می‌کند

لیک بگریزید از سرد خزان — کان کند کو کرد با باغ و رزان

راویان این را به ظاهر برده‌اند — هم بر آن صورت قناعت کرده‌اند

بی‌خبر بودند از جان آن گروه — کوه را دیده ندیده کان به کوه

آن خزان نزد خدا نفس و هواست — عقل و جان عین بهار است و بقاست

مر ترا عقلیست جزوی در نهان — کامل‌العقلی بجو اندر جهان

جزو تو از کل او کلی شود — عقل کل بر نفس چون غُلّی شود

پس به تأویل این بود کانفاس پاک — چون بهار است و حیات برگ و تاک

از حدیث اولیا نرم و درشت — تن مپوشان زانک دینت راست پشت

گرم گوید سرد گوید خوش بگیر — تا ز گرم و سرد بجهی وز سعیر

گرم و سردش نوبهار زندگیست — مایهٔ صدق و یقین و بندگیست

زان کزو بستان جان‌ها زنده است — زین جواهر بحر دل آگنده است

بر دل عاقل هزاران غم بود — گر ز باغ دل خلالی کم شود

← Önceki 101 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı