☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن زمان حق بر عُمَر خوابی گماشت — تا که خویش از خواب نتوانست داشت

در عجب افتاد کاین معهود نیست — این ز غیب افتاد، بی‌مقصود نیست

سر نهاد و خواب بردش خواب دید — کآمدش از حق ندا جانش شنید

آن ندایی کاصل هر بانگ و نواست — خود ندا آنست و این باقی صَداست

ترک و کرد و پارسی‌گو و عرب — فهم کرده آن ندا بی‌گوش و لب

خود چه جای ترک و تاجیکست و زنگ — فهم کرده است آن ندا را چوب و سنگ

هر دمی از وی همی‌آید اَلَست — جوهر و اَعراض می‌گردند هست

گر نمی‌آید بلی زایشان ولی — آمدنشان از عدم باشد بلی

زانچ گفتم من ز فهم سنگ و چوب — در بیانش قصه‌ای هش‌دار خوب

← Önceki 104 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı