☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مرد زان گفتن پیشمان شد چنان — کز عوانی ساعت مردن عوان

گفت خصم جانِ جان چون آمدم — بر سر جان من لگدها چون زدم

چون قضا آید فرو پوشد بصر — تا نداند عقل ما پا را ز سر

چون قضا بگذشت خود را می‌خورد — پرده بدریده گریبان می‌درد

مرد گفت ای زن پیشمان می‌شوم — گر بدم کافر مسلمان می‌شوم

من گنه‌کار توم رحمی بکن — بر مکن یکبارگیم از بیخ و بن

کافر پیر ار پشیمان می‌شود — چونک عذر آرد مسلمان می‌شود

حضرت پر رحمتست و پر کرم — عاشق او هم وجود و هم عدم

کفر و ایمان عاشق آن کبریا — مس و نقره بندهٔ آن کیمیا

← Önceki 120 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı