☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن سبوی آب را در پیش داشت — تخم خدمت رادر آن حضرت بکاشت

گفت این هدیه بدان سلطان برید — سایل شه را ز حاجت وا خرید

آب شیرین و سبوی سبز و نَوْ — ز آب بارانی که جمع آمد به گَوْ

خنده می‌آمد نقیبان را از آن — لیک پذرفتند آن را همچو جان

زانک لطف شاه خوب با خبر — کرده بود اندر همه ارکان اثر

خوی شاهان در رعیت جا کند — چرخ اخضر خاک را خضرا کند

شه چو حوضی دان حشم چون لوله‌ها — آب از لوله روان در گوله‌ها

چونک آب جمله از حوضیست پاک — هر یکی آبی دهد خوش ذوقناک

ور در آن حوض آب شورست و پلید — هر یکی لوله همان آرد پدید

زانک پیوستست هر لوله به حوض — خوض کن در معنی این حرف خوض

لطف شاهنشاه جان بی‌وطن — چون اثر کردست اندر کل تن

لطف عقل خوش‌نهاد خوش‌نسب — چون همه تن را در آرد در ادب

عشق شنگ بی‌قرار بی سکون — چون در آرد کل تن را در جنون

لطف آب بحر کو چون کوثرست — سنگ‌ریزه‌ش جمله در و گوهرست

هر هنر که استا بدان معروف شد — جان شاگردان بدان موصوف شد

پیش استاد اصولی هم اصول — خواند آن شاگرد چست با حصول

پیش استاد فقیه آن فقه‌خوان — فقه خواند نه اصول اندر بیان

پیش استادی که او نحوی بود — جان شاگردش ازو نحوی شود

باز استادی که او محو رهست — جان شاگردش ازو محو شهست

زین همه انواع دانش روز مرگ — دانش فقرست ساز راه و برگ

← Önceki 136 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı