← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
پس بگویم من به سِر نصرانی ام — ای خدای رازدان ،میدانی ام
شاه واقف گشت از ایمان من — وز تعصب کرد قصد جان من
خواستم تا دین ز شه پنهان کنم — آنکه دین اوست ظاهر آن کُنم
شاه بویی برد از اسرار من — متّهم شد پیش شه گفتار من
گفت :گفتِ تو چو در نان سوزن است — از دل من تا دل تو روزن است
من از آن روزن بدیدم حال تو — حال تو دیدم ننوشم قال تو
گر نبودی جان عیسی چارهام — او جهودانه بکردی پارهام
بهر عیسی جان سپارم سَر دهم — صد هزاران منّتش بر خود نهم
جان دریغم نیست از عیسی ولیک — واقفم بر علمِ دینش نیکنیک
حیف میآمد مرا کآن دینِ پاک — درمیان جاهلان گردد هلاک
شکر ایزد را و عیسی را که ما — گشتهایم آن کیش حق را رهنما
از جهود و از جهودی رَستهایم — تا به زنّاری میان را بستهایم
دور دورِ عیسیَ است ای مردمان — بشنوید اسرارِ کیش او به جان
کرد با وی شاه آن کاری که گفت — خلق حیران مانده زآن مَکرِ نهفت
راند او را جانب نَصرانیان — کرد در دعوت شروع او بعد از آن