☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت پیغامبر علی را کای علی — شیر حقی پهلوان پردلی

لیک بر شیری مکن هم اعتمید — اندر آ در سایهٔ نخل امید

اندر آ در سایهٔ آن عاقلی — کش نداند برد از ره ناقلی

ظل او اندر زمین چون کوه قاف — روح او سیمرغ بس عالی‌طواف

گر بگویم تا قیامت نعت او — هیچ آن را مقطع و غایت مجو

در بشر روپوش کردست آفتاب — فهم کن والله اعلم بالصواب

یا علی از جملهٔ طاعات راه — بر گزین تو سایهٔ خاص اله

هر کسی در طاعتی بگریختند — خویشتن را مَخلصی انگیختند

تو برو در سایهٔ عاقل گریز — تا رهی زان دشمن پنهان‌ستیز

از همه طاعات اینت بهترست — سبق یابی بر هر آن سابق که هست

چون گرفتت پیر هین تسلیم شو — همچو موسی زیر حکم خضر رو

صبر کن بر کار خضری بی نفاق — تا نگوید خضر رو هذا فراق

گرچه کشتی بشکند تو دم مزن — گرچه طفلی را کشد تو مو مکن

دست او را حق چو دست خویش خواند — تا ید الله فوق ایدیهم براند

دست حق میراندش زنده‌ش کند — زنده چه بود جان پاینده‌ش کند

هرکه تنها نادرا این ره برید — هم به عون همت پیران رسید

دست پیر از غایبان کوتاه نیست — دست او جز قبضه الله نیست

غایبان را چون چنین خلعت دهند — حاضران از غایبان لا شک به‌اند

غایبان را چون نواله می‌دهند — پیش مهمان تا چه نعمتها نهند

کو کسی کو پیش شه بندد کمر — تا کسی کو هست بیرون سوی در

چون گزیدی پیر نازک‌دل مباش — سست و ریزیده چو آب و گل مباش

ور بهر زخمی تو پر کینه شوی — پس کجا بی‌صیقل آیینه شوی

← Önceki 141 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı