☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۹ - بازگشتن به حکایت علی کرم الله وجهه و مسامحت کردن او با خونی خویش

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

باز رو سوی علی و خونیش — وان کرم با خونی و افزونیش

گفت دشمن را همی‌بینم به چشم — روز و شب بر وی ندارم هیچ خشم

زانک مرگم همچو من خوش آمدست — مرگ من در بعث چنگ اندر زدست

مرگ بی مرگی بود ما را حلال — برگ بی برگی بود ما را نوال

ظاهرش مرگ و به باطن زندگی — ظاهرش ابتر نهان پایندگی

در رحم زادن جنین را رفتنست — در جهان او را ز نو بشکفتنست

چون مرا سوی اجل عشق و هواست — نهی لا تلقوا بایدیکم مراست

زانک نهی از دانهٔ شیرین بود — تلخ را خود نهی حاجت کی شود

دانه‌ای کش تلخ باشد مغز و پوست — تلخی و مکروهیش خود نهی اوست

دانهٔ مردن مرا شیرین شدست — بل هم احیاء پی من آمدست

اقتلونی یا ثقاتی لائما — ان فی قتلی حیاتی دائما

ان فی موتی حیاتی یا فتی — کم افارق موطنی حتی متی

فرقتی لو لم تکن فی ذا السکون — لم یقل انا الیه راجعون

راجع آن باشد که باز آید به شهر — سوی وحدت آید از تفریق دهر

← Önceki 171 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı