← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
صوفیی میگشت در دور افق — تا شبی در خانقاهی شد قنق
یک بهیمه داشت در آخُر ببست — او به صدر صفه با یاران نشست
پس مراقب گشت با یاران خویش — دفتری باشد حضور یار پیش
دفتر صوفی سواد حرف نیست — جز دل اسپیدِ همچون برف نیست
زاد دانشمند آثار قلم — زاد صوفی چیست آثار قَدَم
همچو صیادی سوی اشکار شد — گام آهو دید و بر آثار شد
چندگاهش گام آهو در خورست — بعد از آن خود ناف آهو رهبرست
چونک شکر گام کرد و ره برید — لاجرم زان گام در کامی رسید
رفتن یک منزلی بر بوی ناف — بهتر از صد منزلِ گام و طواف
آن دلی کو مطلع مهتابهاست — بهر عارف فتحت ابوابهاست
با تو دیوارست و با ایشان درست — با تو سنگ و با عزیزان گوهرست
آنچ تو در آینه بینی عیان — پیر اندر خشت بیند بیش از آن
پیر ایشانند کین عالم نبود — جان ایشان بود در دریای جود
پیش ازین تن عمرها بگذاشتند — پیشتر از کشت بر برداشتند
پیشتر از نقش جان پذرفتهاند — پیشتر از بحر درها سفتهاند