☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست (2/2)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر عبارت خود نشان حالتیست — حال چون دست و عبارت آلتیست

آلت زرگر به دست کفشگر — همچو دانهٔ کشت کرده ریگ در

و آلت اِسکاف پیش برزگر — پیش سگ کَه، استخوان در پیش خر

بود انا الحق در لب منصور نور — بود انا الله در لب فرعون زور

شد عصا اندر کف موسی گوا — شد عصا اندر کف ساحر هبا

زین سبب عیسی بدان همراه خود — در نیاموزید آن اسم صمد

کو نداند نقص بر آلت نهد — سنگ بر گل زن تو آتش کی جهد

دست و آلت همچو سنگ و آهنست — جفت باید جفت شرط زادنست

آنک بی جفتست و بی آلت یکیست — در عدد شکست و آن یک بی‌شکیست

آنک دو گفت و سه گفت و بیش ازین — متفق باشند در واحد یقین

احولی چون دفع شد یکسان شوند — دو سه گویان هم یکی گویان شوند

گر یکی گویی تو در میدان او — گرد بر می‌گرد از چوگان او

گوی آنگه راست و بی نقصان شود — کو ز زخم دست شه رقصان شود

گوش دار ای احول اینها را بهوش — داروی دیده بکش از راه گوش

پس کلام پاک در دلهای کور — می‌نپاید می‌رود تا اصل نور

وان فسون دیو در دلهای کژ — می‌رود چون کفش کژ در پای کژ

گرچه حکمت را به تکرار آوری — چون تو نااهلی شود از تو بری

ورچه بنویسی نشانش می‌کنی — ورچه می‌لافی بیانش می‌کنی

او ز تو رو در کشد ای پر ستیز — بندها را بگسلد وز تو گریز

ور نخوانی و ببیند سوز تو — علم باشد مرغ دست‌آموز تو

او نپاید پیش هر نااوستا — همچو طاووسی به خانهٔ روستا

← Önceki 185 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı