← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
زاهدی را گفت یاری در عمل — کم گری تا چشم را ناید خلل
گفت زاهد از دو بیرون نیست حال — چشم بیند یا نبیند آن جمال
گر ببیند نور حق خود چه غمست — در وصال حق دو دیده چه کمست
ور نخواهد دید حق را گو برو — این چنین چشم شقی گو کور شو
غم مخور از دیده، کان عیسی تراست — چپ مرو تا بخشدت دو چشم راست
عیسی روح تو با تو حاضرست — نصرت از وی خواه کو خوش ناصرست
لیک بیگار تن پر استخوان — بر دل عیسی منه تو هر زمان
همچو آن ابله که اندر داستان — ذکر او کردیم بهر راستان
زندگی تن مجو از عیسیات — کام فرعونی مخواه از موسیات
بر دل خود کم نه اندیشهٔ معاش — عیش کم ناید تو بر درگاه باش
این بدن خرگاه آمد روح را — یا مثال کشتیی مر نوح را
تُرک چون باشد بیابد خرگهی — خاصه چون باشد عزیز درگهی