☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بشنوید ای دوستان این داستان — خود حقیقت نقدِ حالِ ماست آن

بود شاهی در زمانی پیش ازین — ملک دنیا بودش و هم ملکِ دین

اتّفاقا شاه روزی شد سوار — با خواص خویش از بهر شکار

یک کنیزک دید شه بر شاه‌راه — شد غلام آن کنیزک پادشاه

مرغ جانش در قفس چون می‌طپید — داد مال و آن کنیزک را خرید

چون خرید او را و برخوردار شد — آن کنیزک از قضا بیمار شد

آن یکی خر داشت، پالانش نبود — یافت پالان گرگ خر را در ربود

کوزه بودش آب می‌نامد بدست — آب را چون یافت خود کوزه شکست

شه طبیبان جمع کرد از چپّ و راست — گفت جان هر دو در دست شماست

جان من سَهلست جان جانم اوست — دردمند و خسته‌ام درمانم اوست

هر که درمان کرد مَر جان مرا — برد گنج و دُرّ و مَرجانِ مرا

جمله گفتندش که جانبازی کنیم — فهم گِرد آریم و انبازی کنیم

هر یکی از ما مسیح عالِمیست — هر الم را در کفِ ما مرهمیست

«گر خدا خواهد» نگفتند از بطر — پس خدا بنمودشان عجز بشر

ترک استثنا مُرادم قَسوتی‌ست — نه همین گفتن که عارِض حالتی‌ست

ای بسا ناورده اِستثنا به گُفت — جان او با جانِ استثناست جفت

هرچه کردند از علاج و از دوا — گشت رنج افزون و حاجت ناروا

آن کنیزک از مرض چون موی شد — چشم شه از اشکِ خون چون جوی شد

از قضا سرکنگبین صَفرا فزود — روغن بادام خشکی می‌نمود

از هلیله قبض شد‌، اطلاق رفت — آب آتش را مدد شد همچو نَفت

← Önceki 2 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı