☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شه چو عجز آن حکیمان را بدید — پابرهنه جانب مسجد دوید

رفت در مسجد سوی محراب شد — سجده‌گاه از اشکِ شه پُر آب شد

چون به خویش آمد ز غَرقاب فنا — خوش زبان بگشاد در مدح و دعا

کای کمینه بخشِشَت مُلک جهان — من چه گویم چون تو می‌دانی نهان

ای همیشه حاجت ما را پناه — بار دیگر ما غلط کردیم راه

لیک گفتی گرچه می‌دانم سِرَت — زود هم پیدا کُنَش بر ظاهرت

چون برآورد از میانِ جان خروش — اندر آمد بحرِ بخشایش به جوش

در میان گریه خوابش دَر رُبود — دید در خواب او که پیری رو نمود

گفت ای شه مژده، حاجاتت رواست — گر غریبی آیدت فردا، ز ماست

چونکه آید او حکیمی حاذقست — صادقش دان کو امین و صادقست

در علاجَش سِحرِ مطلق را ببین — در مزاجش قدرتِ حق را ببین

چون رسید آن وعده‌گاه و روز شد — آفتاب از شرق اخترسوز شد

بود اندر منظره شه مُنتظر — تا ببیند آنچه بنمودند سِر

دید شخصی کاملی پُر مایه‌ای — آفتابی درمیانِ سایه‌ای

می‌رسید از دور مانند هلال — نیست بود و هست بر شکلِ خیال

نیست‌وش باشد خیال اندر روان — تو جهانی بر خیالی بین روان

بر خیالی صلحشان و جنگشان — وز خیالی فخرشان و ننگشان

آن خیالاتی که دام اولیاست — عکسِ مه‌رویانِ بُستانِ خداست

آن خیالی که شه اندر خواب دید — در رخ مهمان همی آمد پدید

شه به جای حاجبان فا‌ پیش رفت — پیش آن مهمانِ غیبِ خویش رفت

هر دو بحری‌ آشنا آموخته — هر دو جان بی‌دوختن بر‌دوخته

گفت معشوقم تو بودستی نه آن — لیک کار از کار خیزد در جهان

ای مرا تو مصطفی من چو عُمَر — از برای خدمتت بندم کمر

← Önceki 3 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı