☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص (3/3)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر که باشد شاه دردش را دوا — گر چو نی نالد نباشد بی نوا

مالک ملک نیم من طبل‌خوار — طبل بازم می‌زند شه از کنار

طبل باز من ندای ارجعی — حق گواه من به رغم مدعی

من نیم جنس شهنشه دور ازو — لیک دارم در تجلی نور ازو

نیست جنسیت ز روی شکل و ذات — آب جنس خاک آمد در نبات

باد جنس آتش آمد در قوام — طبع را جنس آمدست آخر مدام

جنس ما چون نیست جنس شاه ما — مای ما شد بهر مای او فنا

چون فنا شد مای ما او ماند فرد — پیش پای اسپ او گردم چو گرد

خاک شد جان و نشانیهای او — هست بر خاکش نشان پای او

خاک پایش شو برای این نشان — تا شوی تاج سر گردن‌کشان

تا که نفریبد شما را شکل من — نُقلِ من نوشید پیش از نَقلِ من

ای بسا کس را که صورت راه زد — قصد صورت کرد و بر الله زد

آخر این جان با بدن پیوسته است — هیچ این جان با بدن مانند هست

تاب نور چشم با پیهست جفت — نور دل در قطرهٔ خونی نهفت

شادی اندر گرده و غم در جگر — عقل چون شمعی درون مغز سر

این تعلقها نه بی کیفست و چون — عقلها در دانش چونی زبون

جان کل با جان جزو آسیب کرد — جان ازو دُرّی ستد در جیب کرد

همچو مریم، جان از آن آسیب جیب — حامله شد از مسیح دلفریب

آن مسیحی نه که بر خشک و ترست — آن مسیحی کز مساحت برترست

پس ز جان جان چو حامل گشت جان — از چنین جانی شود حامل جهان

پس جهان زاید جهانی دیگری — این حشر را وا نماید محشری

تا قیامت گر بگویم بشمرم — من ز شرح این قیامت قاصرم

این سخنها خود به معنی یا ربیست — حرفها دام دم شیرین‌لبیست

چون کند تقصیر پس چون تن زند — چونک لبیکش به یارب می‌رسد

هست لبیکی که نتوانی شنید — لیک سر تا پای بتوانی چشید

← Önceki 205 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı