← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص (3/3)
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
هر که باشد شاه دردش را دوا — گر چو نی نالد نباشد بی نوا
مالک ملک نیم من طبلخوار — طبل بازم میزند شه از کنار
طبل باز من ندای ارجعی — حق گواه من به رغم مدعی
من نیم جنس شهنشه دور ازو — لیک دارم در تجلی نور ازو
نیست جنسیت ز روی شکل و ذات — آب جنس خاک آمد در نبات
باد جنس آتش آمد در قوام — طبع را جنس آمدست آخر مدام
جنس ما چون نیست جنس شاه ما — مای ما شد بهر مای او فنا
چون فنا شد مای ما او ماند فرد — پیش پای اسپ او گردم چو گرد
خاک شد جان و نشانیهای او — هست بر خاکش نشان پای او
خاک پایش شو برای این نشان — تا شوی تاج سر گردنکشان
تا که نفریبد شما را شکل من — نُقلِ من نوشید پیش از نَقلِ من
ای بسا کس را که صورت راه زد — قصد صورت کرد و بر الله زد
آخر این جان با بدن پیوسته است — هیچ این جان با بدن مانند هست
تاب نور چشم با پیهست جفت — نور دل در قطرهٔ خونی نهفت
شادی اندر گرده و غم در جگر — عقل چون شمعی درون مغز سر
این تعلقها نه بی کیفست و چون — عقلها در دانش چونی زبون
جان کل با جان جزو آسیب کرد — جان ازو دُرّی ستد در جیب کرد
همچو مریم، جان از آن آسیب جیب — حامله شد از مسیح دلفریب
آن مسیحی نه که بر خشک و ترست — آن مسیحی کز مساحت برترست
پس ز جان جان چو حامل گشت جان — از چنین جانی شود حامل جهان
پس جهان زاید جهانی دیگری — این حشر را وا نماید محشری
تا قیامت گر بگویم بشمرم — من ز شرح این قیامت قاصرم
این سخنها خود به معنی یا ربیست — حرفها دام دم شیرینلبیست
چون کند تقصیر پس چون تن زند — چونک لبیکش به یارب میرسد
هست لبیکی که نتوانی شنید — لیک سر تا پای بتوانی چشید