☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دوستان در قصهٔ ذاالنون شدند — سوی زندان و در آن رایی زدند

کین مگر قاصد کند یا حکمتیست — او درین دین قبله‌ای و آیتیست

دور دور از عقل چون دریای او — تا جنون باشد سفه‌فرمای او

حاش لله از کمال جاه او — کابر بیماری بپوشد ماه او

او ز شر عامه اندر خانه شد — او ز ننگ عاقلان دیوانه شد

او ز عار عقلِ کُندِ تن‌پرست — قاصدا رفتست و دیوانه شدست

که ببندیدم قوی وز ساز گاو — بر سر و پشتم بزن وین را مکاو

تا ز زخم لَخت یابم من حیات — چون قتیل از گاو موسی ای ثقات

تا ز زخم لَخت گاوی خوش شوم — همچو کشته و گاو موسی گش شوم

زنده شد کشته ز زخم دم گاو — همچو مس از کیمیا شد زر ساو

کشته بر جست و بگفت اسرار را — وا نمود آن زمرهٔ خون‌خوار را

گفت روشن کین جماعت کشته‌اند — کین زمان در خصمیم آشفته‌اند

چونک کشته گردد این جسم گران — زنده گردد هستی اسراردان

جان او بیند بهشت و نار را — باز داند جملهٔ اسرار را

وا نماید خونیان دیو را — وا نماید دام خدعه و ریو را

گاو کشتن هست از شرط طریق — تا شود از زخم دمش جان مُفیق

گاو نفس خویش را زوتر بکش — تا شود روح خفی زنده و بهش

← Önceki 211 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı