☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۹ - رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون رسیدند آن نفر نزدیک او — بانگ بر زد هی کیانید اتقو

با ادب گفتند ما از دوستان — بهر پرسش آمدیم اینجا بجان

چونی ای دریای عقل ذو فنون — این چه بهتانست بر عقلت جنون

دود گلخن کی رسد در آفتاب — چون شود عنقا شکسته از غراب

وا مگیر از ما بیان کن این سخن — ما محبانیم با ما این مکن

مر محبان را نشاید دور کرد — یا بروپوش و دغل مغرور کرد

راز را اندر میان آور شها — رو مکن در ابر پنهانی مها

ما محب و صادق و دل خسته‌ایم — در دو عالم دل به تو در بسته‌ایم

فحش آغازید و دشنام از گزاف — گفت او دیوانگانه زی و قاف

بر جهید و سنگ پران کرد و چوب — جملگی بگریختند از بیم کوب

قهقهه خندید و جنبانید سر — گفت باد ریش این یاران نگر

دوستان بین کو نشان دوستان — دوستان را رنج باشد همچو جان

کی کران گیرد ز رنج دوست دوست — رنج مغز و دوستی آن را چو پوست

نی نشان دوستی شد سرخوشی — در بلا و آفت و محنت‌کشی

دوست همچون زر بلا چون آتشست — زر خالص در دل آتش خوشست

← Önceki 212 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı