☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا (2/2)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گر بگویم نک نشانم فوت شد — چون نشان شد فوت وقت موت شد

بنگری در روی هر مرد سوار — گویدت منگر مرا دیوانه‌وار

گوییش من صاحبی گم کرده‌ام — رو به جست و جوی او آورده‌ام

دولتت پاینده بادا ای سوار — رحم کن بر عاشقان معذور دار

چون طلب کردی به جِد آمد نظر — جِد خطا نکند چنین آمد خبر

ناگهان آمد سواری نیکبخت — پس گرفت اندر کنارت سخت سخت

تو شدی بیهوش و افتادی به طاق — بی‌خبر گفت اینت سالوس و نفاق

او چه می‌بیند درو این شور چیست — او نداند کان نشان وصل کیست

این نشان در حق او باشد که دید — آن دگر را کی نشان آید پدید

هر زمان کز وی نشانی می‌رسید — شخص را جانی به جانی می‌رسید

ماهی بیچاره را پیش آمد آب — این نشانها تلک آیات الکتاب

پس نشانیها که اندر انبیاست — خاص آن جان را بود کو آشناست

این سخن ناقص بماند و بی‌قرار — دل ندارم بی‌دلم معذور دار

ذره‌ها را کی تواند کس شمرد — خاصه آن کو عشق از وی عقل برد

می‌شمارم برگهای باغ را — می‌شمارم بانگ کبک و زاغ را

در شمار اندر نیاید لیک من — می‌شمارم بهر رشد ممتحن

نحس کیوان یا که سعد مشتری — ناید اندر حصر گرچه بشمری

لیک هم بعضی ازین هر دو اثر — شرح باید کرد یعنی نفع و ضر

تا شود معلوم آثار قضا — شمه‌ای مر اهل سعد و نحس را

طالع آنکس که باشد مشتری — شاد گردد از نشاط و سروری

وانک را طالع زحل از هر شرور — احتیاطش لازم آید در امور

اذکروا الله شاه ما دستور داد — اندر آتش دید ما را نور داد

گفت اگرچه پاکم از ذکر شما — نیست لایق مر مرا تصویرها

لیک هرگز مست تصویر و خیال — در نیابد ذات ما را بی مثال

ذکر جسمانه خیال ناقصست — وصف شاهانه از آنها خالصست

شاه را گوید کسی جولاه نیست — این چه مدحست این مگر آگاه نیست

← Önceki 218 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı