☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

وحی آمد سوی موسی از خدا — بندهٔ ما را ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی — یا برای فَصل کردن آمدی؟

تا توانی پا مَنِه اندر فِراق — اَبْغَضُ الْاَشْیاء عِندی اَلْطََّلاق

هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام — هر کسی را اصطلاحی داده‌ام

در حقِ او مَدح و در حقِّ تو ذَم — در حقِ او شَهد و در حقِّ تو سَم

ما بَریّ از پاک و ناپاکی همه — از گِرانجانی و چالاکی همه

من نکردم امر تا سودی کنم — بَلکه تا بر بندگان جودی کنم

هندوان را اصطلاحِ هند، مَدْح — سِندیان را اصطلاحِ سِند، مَدْح

من نگردم پاک از تسبیحِشان — پاک، هم ایشان شوند و دُر فِشان

ما زبان را نَنْگریم و قال را — ما روان را بنگریم و حال را

ناظرِ قلبیم اگر خاشِع بُوَد — گرچه گفتِ لَفظ، ناخاضِع رُوَد

زانکه دل جوهر بُوَد، گفتن عَرَض — پس طُفَیل آمد عَرَض، جوهرْ غَرَض

چند ازین اَلفاظ و اِضْمار و مَجاز؟ — سوزْ خواهمْ سوز، با آن سوزْ ساز

آتشی از عشق در جانْ بَر فُروز — سَر بِسَر فکر و عبارت را بسوز

موسیا! آداب‌دانان دیگرند — سوختهْ جان و روانان دیگرند

عاشقان را هر نَفَسْ سوزیدَنیست — بر دِهِ ویران، خَراج و عُشْر نیست

گر خطا گوید، وِرا خاطی مَگو — گر بُوَد پُرخون شهید، او را مَشو

خون، شهیدان را ز آب اَولیٰ تَرَست — این خطا، از صد صَواب اَولیٰ تَرَست

در درونِ کعبه رَسْمِ قبله نیست — چه غم اَر غَوّاص را پاچیله نیست؟

تو ز سَرمَستان قَلاویزی مَجو — جامه‌ْچاکان را چه فرمایی رُفو؟

ملّتِ عشق از همه دین‌ها جُداست — عاشقان را مِلّت و مذهب خداست

لَعْل را گر مُهر نَبْوَد، باک نیست — عشقْ در دریای غم، غمناک نیست

← Önceki 220 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı