☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۱ - گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بود کوری کو همی‌گفت الامان — من دو کوری دارم ای اهل زمان

پس دوباره رحمتم آرید هان — چون دو کوری دارم و من در میان

گفت یک کوریت می‌بینیم ما — آن دگر کوری چه باشد وا نما

گفت زشت‌آوازم و ناخوش نوا — زشت‌آوازی و کوری شد دوتا

بانگ زشتم مایهٔ غم می‌شود — مهر خلق از بانگ من کم می‌شود

زشت آوازم بهر جا که رود — مایهٔ خشم و غم و کین می‌شود

بر دو کوری رحم را دوتا کنید — این چنین ناگنج را گنجا کنید

زشتی آواز کم شد زین گله — خلق شد بر وی برحمت یک‌دله

کرد نیکو چون بگفت او راز را — لطف آواز دلش آواز را

وانک آواز دلش هم بد بود — آن سه کوری دوری سرمد بود

لیک وهابان که بی علت دهند — بوک دستی بر سر زشتش نهند

چونک آوازش خوش و مظلوم شد — زو دل سنگین‌دلان چون موم شد

نالهٔ کافر چو زشتست و شهیق — زان نمی‌گردد اجابت را رفیق

اخسؤا بر زشت آواز آمدست — کو ز خون خلق چون سگ بود مست

چونک نالهٔ خرس رحمت‌کش بود — ناله‌ات نبود چنین ناخوش بود

دان که با یوسف تو گرگی کرده‌ای — یا ز خون بی گناهی خورده‌ای

توبه کن وز خورده استفراغ کن — ور جراحت کهنه شد رو داغ کن

← Önceki 225 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı