☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن حکیمی گفت دیدم هم تکی — در بیابان زاغ را با لکلکی

در عجب ماندم بجستم حالشان — تا چه قدر مشترک یابم نشان

چون شدم نزدیک من حیران و دنگ — خود بدیدم هر دوان بودند لنگ

خاصه شه‌بازی که او عرشی بود — با یکی جغدی که او فرشی بود

آن یکی خورشید علیین بود — وین دگر خفاش کز سجین بود

آن یکی نوری ز هر عیبی بری — وین یکی کوری گدای هر دری

آن یکی ماهی که بر پروین زند — وین یکی کرمی که در سرگین زید

آن یکی یوسف‌رخی عیسی‌نفس — وین یکی گرگی و یا خر با جرس

آن یکی پران شده در لامکان — وین یکی در کاهدان همچون سگان

با زبان معنوی گل با جعل — این همی‌گوید که ای گنده‌بغل

گر گریزانی ز گلشن بی گمان — هست آن نفرت کمال گلستان

غیرت من بر سر تو دورباش — می‌زند کای خس ازینجا دور باش

ور بیامیزی تو با من ای دنی — این گمان آید که از کان منی

بلبلان را جای می‌زیبد چمن — مر جعل را در چمین خوشتر وطن

حق مرا چون از پلیدی پاک داشت — چون سزد بر من پلیدی را گماشت

یک رگم زیشان بد و آن را برید — در من آن بدرگ کجا خواهد رسید

یک نشان آدم آن بود از ازل — که ملایک سر نهندش از محل

یک نشان دیگر آنک آن بلیس — ننهدش سر که منم شاه و رئیس

پس اگر ابلیس هم ساجد شدی — او نبودی آدم او غیری بدی

هم سجود هر ملک میزان اوست — هم جحود آن عدو برهان اوست

هم گواه اوست اقرار ملک — هم گواه اوست کفران سگک

← Önceki 230 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı