☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شخص خفت و خرس می‌راندش مگس — وز ستیز آمد مگس زو باز پس

چند بارش راند از روی جوان — آن مگس زو باز می‌آمد دوان

خشمگین شد با مگس خرس و برفت — بر گرفت از کوه سنگی سخت زفت

سنگ آورد و مگس را دید باز — بر رخ خفته گرفته جای و ساز

بر گرفت آن آسیا سنگ و بزد — بر مگس تا آن مگس وا پس خزد

سنگ روی خفته را خشخاش کرد — این مثل بر جمله عالم فاش کرد

مهر ابله مهر خرس آمد یقین — کین او مهرست و مهر اوست کین

عهد او سستست و ویران و ضعیف — گفت او زفت و وفای او نحیف

گر خورد سوگند هم باور مکن — بشکند سوگند مرد کژسخن

چونک بی‌سوگند گفتش بد دروغ — تو میفت از مکر و سوگندش به دوغ

نفس او میرست و عقل او اسیر — صد هزاران مصحفش خود خورده گیر

چونک بی سوگند پیمان بشکند — گر خورد سوگند هم آن بشکند

زانک نفس آشفته‌تر گردد از آن — که کنی بندش به سوگند گران

چون اسیری بند بر حاکم نهد — حاکم آن را بر درد بیرون جهد

بر سرش کوبد ز خشم آن بند را — می‌زند بر روی او سوگند را

تو ز اوفوا بالعقودش دست شو — احفظوا ایمانکم با او مگو

وانک حق را ساخت در پیمان سند — تن کند چون تار و گرد او تند

← Önceki 231 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı