← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
شخص خفت و خرس میراندش مگس — وز ستیز آمد مگس زو باز پس
چند بارش راند از روی جوان — آن مگس زو باز میآمد دوان
خشمگین شد با مگس خرس و برفت — بر گرفت از کوه سنگی سخت زفت
سنگ آورد و مگس را دید باز — بر رخ خفته گرفته جای و ساز
بر گرفت آن آسیا سنگ و بزد — بر مگس تا آن مگس وا پس خزد
سنگ روی خفته را خشخاش کرد — این مثل بر جمله عالم فاش کرد
مهر ابله مهر خرس آمد یقین — کین او مهرست و مهر اوست کین
عهد او سستست و ویران و ضعیف — گفت او زفت و وفای او نحیف
گر خورد سوگند هم باور مکن — بشکند سوگند مرد کژسخن
چونک بیسوگند گفتش بد دروغ — تو میفت از مکر و سوگندش به دوغ
نفس او میرست و عقل او اسیر — صد هزاران مصحفش خود خورده گیر
چونک بی سوگند پیمان بشکند — گر خورد سوگند هم آن بشکند
زانک نفس آشفتهتر گردد از آن — که کنی بندش به سوگند گران
چون اسیری بند بر حاکم نهد — حاکم آن را بر درد بیرون جهد
بر سرش کوبد ز خشم آن بند را — میزند بر روی او سوگند را
تو ز اوفوا بالعقودش دست شو — احفظوا ایمانکم با او مگو
وانک حق را ساخت در پیمان سند — تن کند چون تار و گرد او تند