← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آمد از حق سوی موسی این عتاب — کای طلوع ماه دیده تو ز جیب
مشرقت کردم ز نور ایزدی — من حقم رنجور گشتم نامدی
گفت سبحانا تو پاکی از زیان — این چه رمزست این بکن یا رب بیان
باز فرمودش که در رنجوریم — چون نپرسیدی تو از روی کرم
گفت یا رب نیست نقصانی تو را — عقل گم شد این سخن را برگشا
گفت آری بندهٔ خاص گزین — گشت رنجور، او منم نیکو ببین
هست معذوریش معذوری من — هست رنجوریش رنجوری من
هر که خواهد همنشینی خدا — تا نشیند در حضور اولیا
از حضور اولیا گر بسکلی — تو هلاکی زانک جزوی بی کلی
هر که را دیو از کریمان وا برد — بی کسش یابد سرش را او خورد
یک بدست از جمع رفتن یک زمان — مکر دیوست بشنو و نیکو بدان