☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

همچو شه نادان و غافل بد وزیر — پنجه می‌زد با قدیم ناگزیر

با چنان قادر خدایی کز عدم — صد چو عالم هست گرداند بدم

صد چو عالم در نظر پیدا کند — چونک چشمت را به خود بینا کند

گر جهان پیشت بزرگ و بی‌بنیست — پیش قدرت ذره‌ای می‌دان که نیست

این جهان خود حبس جانهای شماست — هین روید آن سو که صحرای شماست

این جهان محدود و آن خود بی‌حدست — نقش و صورت پیش آن معنی سدست

صد هزاران نیزهٔ فرعون را — در شکست از موسیئ با یک عصا

صد هزاران طب جالینوس بود — پیش عیسی و دمش افسوس بود

صد هزاران دفتر اشعار بود — پیش حرف امیی‌اش عار بود

با چنین غالب خداوندی کسی — چون نمیرد گر نباشد او خسی

بس دل چون کوه را انگیخت او — مرغ زیرک با دو پا آویخت او

فهم و خاطر تیز کردن نیست راه — جز شکسته می‌نگیرد فضل شاه

ای بسا گنج آگنان کنج‌کاو — کان خیال‌اندیش را شد ریش گاو

گاو که بود تا تو ریش او شوی — خاک چه بود تا حشیش او شوی

چون زنی از کار بد شد روی زرد — مسخ کرد او را خدا و زهره کرد

عورتی را زهره کردن مسخ بود — خاک و گل گشتن نه مسخست ای عنود

روح می‌بردت سوی چرخ برین — سوی آب و گل شدی در اسفلین

خویشتن را مسخ کردی زین سفول — زان وجودی که بد آن رشک عقول

پس ببین کین مسخ کردن چون بود — پیش آن مسخ این به غایت دون بود

اسپ همت سوی اختر تاختی — آدم مسجود را نشناختی

آخر آدم‌زاده‌ای ای ناخلف — چند پنداری تو پستی را شرف

چند گویی من بگیرم عالمی — این جهان را پر کنم از خود همی

گر جهان پر برف گردد سربسر — تاب خور بگدازدش با یک نظر

وزر او و صد وزیر و صدهزار — نیست گرداند خدا از یک شرار

عین آن تخییل را حکمت کند — عین آن زهراب را شربت کند

آن گمان‌انگیز را سازد یقین — مهرها رویاند از اسباب کین

پرورد در آتش ابراهیم را — ایمنی روح سازد بیم را

از سبب سوزیش من سوداییم — در خیالاتش چو سوفسطاییم

← Önceki 24 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı