☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۶ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت ابلیسش گشای این عقد را — من محکم قلب را و نقد را

امتحان شیر و کلبم کرد حق — امتحان نقد و قلبم کرد حق

قلب را من کی سیه‌رو کرده‌ام — صیرفی‌ام قیمت او کرده‌ام

نیکوان را رهنمایی می‌کنم — شاخه‌های خشک را بر می‌کنم

این علفها می‌نهم از بهر چیست — تا پدید آید که حیوان جنس کیست

گرگ از آهو چو زاید کودکی — هست در گرگیش و آهویی شکی

تو گیاه و استخوان پیشش بریز — تا کدامین سو کند او گام تیز

گر به سوی استخوان آید سگست — ور گیا خواهد یقین آهو رگست

قهر و لطفی جفت شد با همدگر — زاد ازین هر دو جهانی خیر و شر

تو گیاه و استخوان را عرضه کن — قوت نفس و قوت جان را عرضه کن

گر غذای نفس جوید ابترست — ور غذای روح خواهد سرورست

گر کند او خدمت تن هست خر — ور رود در بحر جان یابد گهر

گرچه این دو مختلف خیر و شرند — لیک این هر دو به یک کار اندرند

انبیا طاعات عرضه می‌کنند — دشمنان شهوات عرضه می‌کنند

نیک را چون بد کنم یزدان نیم — داعیم من خالق ایشان نیم

خوب را من زشت سازم رب نه‌ام — زشت را و خوب را آیینه‌ام

سوخت هندو آینه از درد را — کین سیه‌رو می‌نماید مرد را

گفت آیینه گناه از من نبود — جرم او را نه که روی من زدود

او مرا غماز کرد و راست‌گو — تا بگویم زشت کو و خوب کو

من گواهم بر گوا زندان کجاست — اهل زندان نیستم ایزد گواست

هر کجا بینم نهال میوه‌دار — تربیتها می‌کنم من دایه‌وار

هر کجا بینم درخت تلخ و خشک — می‌برم من تا رهد از پشک مشک

خشک گوید باغبان را کای فتی — مر مرا چه می‌بری سر بی خطا

باغبان گوید خمش ای زشت‌خو — بس نباشد خشکی تو جرم تو

خشک گوید راستم من کژ نیم — تو چرا بی‌جرم می‌بری پیم

باغبان گوید اگر مسعودیی — کاشکی کژ بودیی تر بودیی

جاذب آب حیاتی گشتیی — اندر آب زندگی آغشتیی

تخم تو بد بوده است و اصل تو — با درخت خوش نبوده وصل تو

شاخ تلخ ار با خوشی وصلت کند — آن خوشی اندر نهادش بر زند

← Önceki 252 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı