☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یک مثال دیگر اندر کژروی — شاید ار از نقل قرآن بشنوی

این چنین کژ بازیی در جفت و طاق — با نبی می‌باختند اهل نفاق

کز برای عز دین احمدی — مسجدی سازیم و بود آن مرتدی

این چنین کژ بازیی می‌باختند — مسجدی جز مسجد او ساختند

سقف و فرش و قبه‌اش آراسته — لیک تفریق جماعت خواسته

نزد پیغامبر به لابه آمدند — همچو اشتر پیش او زانو زدند

کای رسول حق برای محسنی — سوی آن مسجد قدم رنجه کنی

تا مبارک گردد از اقدام تو — تا قیامت تازه بادا نام تو

مسجد روز گلست و روز ابر — مسجد روز ضرورت وقت فقر

تا غریبی یابد آنجا خیر و جا — تا فراوان گردد این خدمت‌سرا

تا شعار دین شود بسیار و پر — زانک با یاران شود خوش کار مر

ساعتی آن جایگه تشریف ده — تزکیه‌مان کن ز ما تعریف ده

مسجد و اصحاب مسجد را نواز — تو مهی ما شب دمی با ما بساز

تا شود شب از جمالت همچو روز — ای جمالت آفتاب جان‌فروز

ای دریغا کان سخن از دل بدی — تا مراد آن نفر حاصل شدی

لطف کاید بی دل و جان در زبان — همچو سبزهٔ تون بود ای دوستان

هم ز دورش بنگر و اندر گذر — خوردن و بو را نشاید ای پسر

سوی لطف بی وفایان هین مرو — کان پل ویران بود‌، نیکو شنو

گر قدم را جاهلی بر وی زند — بشکند پل و آن قدم را بشکند

هر کجا لشکر شکسته می‌شود — از دو سه سست مخنث می‌بود

در صف آید با سلاح او مردوار — دل برو بنهند کاینک یار غار

رو بگرداند چو بیند زخم را — رفتن او بشکند پشت تو را

این درازست و فراوان می‌شود — وآنچ مقصودست پنهان می‌شود

← Önceki 263 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı