← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۸ - سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ماجرای شمع با پروانه تو — بشنو و معنی گزین ز افسانه تو
گرچه گفتی نیست سِرّ گفت هست — هین به بالا پر مپر چون جغد پست
گفت در شطرنج کین خانهٔ رُخ است — گفت خانه از کجاش آمد به دست؟
خانه را بخرید یا میراث یافت؟ — فرخ آنکس کو سوی معنی شتافت
گفت نحوی زید عمروا قد ضرب — گفت چونش کرد بی جرمی ادب
عمرو را جرمش چه بد کان زید خام — بی گنه او را بزد همچون غلام
گفت این پیمانهٔ معنی بود — گندمی بستان که پیمانهست رد
زید و عمروا، ز بهر اعرابست و ساز — گر دروغست آن تو با اعراب ساز
گفت نی من آن ندانم عمرو را — زید چون زد بیگناه و بیخطا
گفت از ناچار و لاغی بر گشود — عمرو یک واو فزون دزدیده بود
زید واقف گشت دزدش را بزد — چونک از حد برد او را حد سزد