☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

زاهدی بُد در میان بادیه — در عبادت غرق چون عبادیه

حاجیان آنجا رسیدند از بلاد — دیده‌شان بر زاهد خشک اوفتاد

جای زاهد خشک بود او ترمزاج — از سموم بادیه بودش علاج

حاجیان حیران شدند از وحدتش — و آن سلامت در میان آفتش

در نماز استاده بد بر روی ریگ — ریگ کز تَفش بجوشد آب دیگ

گفتیی سرمست در سبزه و گلست — یا سواره بر براق و دلدلست

یا که پایش بر حریر و حله‌هاست — یا سموم او را به از باد صباست

پس بماندند آن جماعت با نیاز — تا شود درویش فارغ از نماز

چون ز استغراق باز آمد فقیر — زان جماعت زندهٔ روشن‌ضمیر

دید کآبش می‌چکید از دست و رو — جامه‌اش تر بود از آثار وضو

پس بپرسیدش که آبت از کجاست — دست را بر داشت کز سوی سماست

گفت هر گاهی که خواهی می‌رسد — بی ز چاه و بی ز حبل من مسد

مشکل ما حل کن ای سلطان دین — تا ببخشد حال تو ما را یقین

وا نما سری ز اسرارت بما — تا ببریم از میان زنارها

چشم را بگشود سوی آسمان — که اجابت کن دعای حاجیان

رزق‌جویی را ز بالا خوگرم — تو ز بالا بر گشودستی درم

ای نموده تو مکان از لامکان — فی السماء رزقکم کرده عیان

در میان این مناجات ابر خوش — زود پیدا شد چو پیل آب‌کش

همچو آب از مشک باریدن گرفت — در گو و در غارها مسکن گرفت

ابر می‌بارید چون مشک اشکها — حاجیان جمله گشاده مشکها

یک جماعت زان عجایب کارها — می‌بریدند از میان زنارها

قوم دیگر را یقین در ازدیاد — زین عجب والله اعلم بالرشاد

قوم دیگر ناپذیرا ترش و خام — ناقصان سرمدی تم الکلام

← Önceki 301 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı