← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگ — اندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ
پس بر آمد پوستش رنگین شده — که منم طاووس علیین شده
پشم رنگین رونق خوش یافته — آفتاب آن رنگها بر تافته
دید خود را سبز و سرخ و فُور و زرد — خویشتن را بر شغالان عرضه کرد
جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟ — که تو را در سر نشاطی ملتویست
از نشاط از ما کرانه کردهای — این تکبر از کجا آوردهای؟
یک شغالی پیش او شد کای فلان — شید کردی یا شدی از خوشدلان؟
شید کردی تا به منبر برجهی — تا ز لاف این خلق را حسرت دهی
بس بکوشیدی ندیدی گرمیی — پس ز شید آوردهای بیشرمیی
گرمی، آنِ اولیا و انبیاست — باز بیشرمی پناه هر دغاست
که التفات خلق سوی خود کشند — که خوشیم و از درون بس ناخوشند