☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بعد ماهی خلق گفتند ای مهان — از امیران کیست بر جایش نشان

تا به جای او شناسیمش امام — دست و دامن را به دست او دهیم

چونک شد خورشید و ما را کرد داغ — چاره نبود بر مقامش از چراغ

چونک شد از پیش دیده وصل یار — نایبی باید ازومان یادگار

چونک گل بگذشت و گلشن شد خراب — بوی گل را از که یابیم از گلاب

چون خدا اندر نیاید در عیان — نایب حق‌اند این پیغامبران

نه غلط گفتم که نایب با منوب — گر دو پنداری قبیح آید نه خوب

نه دو باشد تا توی صورت‌پرست — پیش او یک گشت کز صورت برست

چون به صورت بنگری چشم تو دوست — تو به نورش در نگر کز چشم رست

نور هر دو چشم نتوان فرق کرد — چونک در نورش نظر انداخت مرد

ده چراغ ار حاضر آید در مکان — هر یکی باشد بصورت غیر آن

فرق نتوان کرد نور هر یکی — چون به نورش روی آری بی‌شکی

گر تو صد سیب و صد آبی بشمری — صد نماند یک شود چون بفشری

در معانی قسمت و اعداد نیست — در معانی تجزیه و افراد نیست

اتحاد یار با یاران خوشست — پای معنی‌گیرْ، صورت سرکشست

صورتِ سرکش گُدازان کُن برَنج — تا ببینی زیر او وحدت چو گنج

ور تو نگدازی عنایتهای او — خود گدازد ای دلم مولای او

او نماید هم به دلها خویش را — او بدوزد خرقهٔ درویش را

منبسط بودیم یک جوهر همه — بی‌سر و بی پا بدیم آن سر همه

یک گهر بودیم همچون آفتاب — بی گره بودیم و صافی همچو آب

چون بصورت آمد آن نور سره — شد عدد چون سایه‌های کنگره

گنگره ویران کنید از منجنیق — تا رود فرق از میان این فریق

شرح این را گفتمی من از مری — لیک ترسم تا نلغزد خاطری

نکته‌ها چون تیغ پولادست تیز — گر نداری تو سپر وا پس گریز

پیش این الماس بی اسپر میا — کز بریدن تیغ را نبود حیا

زین سبب من تیغ کردم در غلاف — تا که کژخوانی نخواند برخلاف

آمدیم اندر تمامی داستان — وز وفاداری جمع راستان

کز پس این پیشوا بر خاستند — بر مقامش نایبی می‌خواستند

← Önceki 33 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı