← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آن یکی مرد دومو آمد شتاب — پیش یک آیینه دار مستطاب
گفت از ریشم سپیدی کن جدا — که عروس نو گزیدم ای فتی
ریش او ببرید و کل پیشش نهاد — گفت تو بگزین مرا کاری فتاد
این سؤال و آن جوابست آن گزین — که سر اینها ندارد درد دین
آن یکی زد سیلیی مر زید را — حمله کرد او هم برای کید را
گفت سیلیزن سؤالت میکنم — پس جوابم گوی وانگه میزنم
بر قفای تو زدم آمد طراق — یک سؤالی دارم اینجا در وفاق
این طراق از دست من بودست یا — از قفاگاه تو ای فخر کیا
گفت از درد این فراغت نیستم — که درین فکر و تفکر بیستم
تو که بیدردی همی اندیش این — نیست صاحبدرد را این فکر هین