← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز — گفت امکان نه و باطن پر ز سوز
گر بگویم متهم دارد مرا — ور نگویم جد شود این ماجرا
فال بد رنجور گرداند همی — آدمی را که نبودستش غمی
قول پیغامبر قبوله یفرض — ان تمارضتم لدینا تمرضوا
گر بگویم او خیالی بر زند — فعل دارد زن که خلوت میکند
مر مرا از خانه بیرون میکند — بهر فسقی فعل و افسون میکند
جامه خوابش کرد و استاد اوفتاد — آه آه و ناله از وی میبزاد
کودکان آنجا نشستند و نهان — درس میخواندند با صد اندهان
کین همه کردیم و ما زندانییم — بد بنایی بود ما بد بانییم