← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بامدادان آمدند آن مادران — خفته استا همچو بیمار گران
هم عرق کرده ز بسیاری لحاف — سر ببسته رو کشیده در سجاف
آه آهی میکند آهسته او — جملگان گشتند هم لا حولگو
خیر باشد اوستاد این درد سر — جان تو ما را نبودست زین خبر
گفت من هم بیخبر بودم ازین — آگهم مادر غران کردند هین
من بُدم غافل بهشغلِ قال و قیل — بود در باطن چنین رنجی ثقیل
چون بهجِد مشغول باشد آدمی — او ز دید رنج خود باشد عمی
از زنان مصر یوسف شد سمر — که ز مشغولی بشد زیشان خبر
پاره پاره کرده ساعدهای خویش — روح واله که نه پس بیند نه پیش
ای بسا مرد شجاع اندر حراب — که ببرد دست یا پایش ضراب
او همان دست آورد در گیر و دار — بر گمان آنک هست او بر قرار
خود ببیند دست رفته در ضرر — خون ازو بسیار رفته بیخبر