☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یک زنی با طفل آورد آن جهود — پیش آن بُت، آتش اندر شعله بود

طفل ازو بستَد در آتش در فکند — زن بترسید و دل از ایمان بکَند

خواست تا او سجده آرد پیش بُت — بانگ زد آن طفل "إنّي لم أمُت"

اندر آ ای مادر اینجا من خوشم — گرچه در صورت میانِ آتشم

چشم‌بندست آتش از بهرِ حجِاب — رحمتست این سر برآورده ز جیب

اندر آ مادر ببین برهانِ حق — تا ببینی عشرتِ خاصانِ حق

اندر آ و آب بین آتش‌مثال — از جهانی کآتش است آبش مثال

اندر آ اسرارِ ابراهیم بین — کو در آتش یافت سرو و یاسمین

مرگ می‌دیدم گَهِ زادن ز تو — سخت خوفم بود افتادن ز تو

چون بزادم رَستم از زندان تنگ — در جهانِ خوش‌هوای خوب‌رنگ

من جهان را چون رَحِم دیدم کنون — چون درین آتش بدیدم این سکون

اندرین آتش بدیدم عالمی — ذرّه ذرّه اندرو عیسِی‌دمی

نک جهانِ نیست‌شکلِ هست‌ْذات — و آن جهان هست شکلِ بی‌ثبات

اندر آ مادر بحقّ مادری — بین که این آذر ندارد آذری

اندر آ مادر که اقبال آمدست — اندر آ مادر مَدِه دولت زِ دست

قدرتِ آن سگ بدیدی اندر آ — تا ببینی قدرت و لطفِ خدا

من ز رحمت می‌کشانم پای تو — کز طرب خود نیستم پروای تو

اندر آ و دیگران را هم بخوان — کاندر آتش شاه بِنهادست خوان

اندر آیید ای مسلمانان همه — غیر عَذب، دین عَذابست آن همه

اندر آیید ای همه پروانه‌وار — اندرین بهره که دارد صد بهار

بانگ می‌زد درمیان آن گروه — پُر همی شد جان خلقان از شکوه

خلقْ خود را بعد از آن بی‌خویشتن — می‌فکندند اندر آتش مرد و زن

بی‌موکّل بی‌کشش از عشقِ دوست — زانک شیرین کردنِ هر تلخ ازوست

تا چنان شد کان عوانان خلق را — منع می‌کردند کآتش در مَیا

آن یهودی شد سیه‌رو و خجل — شد پشیمان زین سبب بیماردل

کاندر ایمان خلق عاشق‌تر شدند — در فنای جسم صادق‌تر شدند

مکرِ شیطان هم درو پیچید شُکر — دیو هم خود را سیه‌رو دید شکر

آنچ می‌مالید دَر روی کَسان — جمع شد در چهرهٔ آن ناکس آن

آنک می‌درّید جامهٔ خلق چُست — شد دریده آنِ او ایشان درست

← Önceki 38 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı