☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن دهان کژ کرد و از تَسخر بخواند — مر محمّد را دهانش کژ بماند

باز آمد کای محمّد عفو کن — ای ترا الطاف و علمِ مِن لَدُن

من ترا افسوس می‌کردم ز جَهل — من بُدم افسوس را منسوب و اَهل

چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد — میلش اندر طعنهٔ پاکان برد

ور خدا خواهد که پوشد عیبِ کس — کم زند در عیبِ معیوبان نفس

چون خدا خواهد که‌مان یاری کند — میل ما را جانبِ زاری کند

ای خنک چشمی که آن گریانِ اوست — وی همایون دل که آن بریان اوست

آخر هر گریه آخِر خنده‌ایست — مردِ آخر بین، مبارک بنده‌ایست

هر کجا آبِ روان سبزه بود — هر کجا اشکی روان رحمت شود

باش چون دولابِ نالان چشم‌تَر — تا ز صحنِ جانت بَر روید خَضَر

اشک خواهی رحم کن بر اشک‌ْبار — رحم خواهی بر ضعیفان رحمْ آر

← Önceki 39 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı