← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلیالله علیه و سلّم بتَسخر خواند
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آن دهان کژ کرد و از تَسخر بخواند — مر محمّد را دهانش کژ بماند
باز آمد کای محمّد عفو کن — ای ترا الطاف و علمِ مِن لَدُن
من ترا افسوس میکردم ز جَهل — من بُدم افسوس را منسوب و اَهل
چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد — میلش اندر طعنهٔ پاکان برد
ور خدا خواهد که پوشد عیبِ کس — کم زند در عیبِ معیوبان نفس
چون خدا خواهد کهمان یاری کند — میل ما را جانبِ زاری کند
ای خنک چشمی که آن گریانِ اوست — وی همایون دل که آن بریان اوست
آخر هر گریه آخِر خندهایست — مردِ آخر بین، مبارک بندهایست
هر کجا آبِ روان سبزه بود — هر کجا اشکی روان رحمت شود
باش چون دولابِ نالان چشمتَر — تا ز صحنِ جانت بَر روید خَضَر
اشک خواهی رحم کن بر اشکْبار — رحم خواهی بر ضعیفان رحمْ آر