☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درخت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بعد دیری گشت آنها هفت مرد — جمله در قعده پی یزدانِ فرد

چشم می‌مالم که آن هفت ارسلان — تا کیانند و چه دارند از جهان

چون به نزدیکی رسیدم من ز راه — کردم ایشان را سلام از انتباه

قوم گفتندم جواب آن سلام — ای دقوقی مفخر و تاج کرام

گفتم آخر چون مرا بشناختند — پیش ازین بر من نظر ننداختند

از ضمیر من بدانستند زود — یکدگر را بنگریدند از فرود

پاسخم دادند خندان کای عزیز — این بپوشیدست اکنون بر تو نیز

بر دلی کو در تحیر با خداست — کی شود پوشیده راز چپ و راست

گفتم ار سوی حقایق بشگفند — چون ز اسم حرف رسمی واقفند

گفت اگر اسمی شود غیب از ولی — آن ز استغراق دان نه از جاهلی

بعد از آن گفتند ما را آرزوست — اقتدا کردن به تو ای پاک دوست

گفتم آری لیک یک ساعت که من — مشکلاتی دارم از دور زمن

تا شود آن حل به صحبتهای پاک — که به صحبت روید انگوری ز خاک

دانهٔ پرمغز با خاک دژم — خلوتی و صحبتی کرد از کرم

خویشتن در خاک کلی محو کرد — تا نماندش رنگ و بو و سرخ و زرد

از پس آن محو قبض او نماند — پرگشاد و بسط شد مرکب براند

پیش اصل خویش چون بی‌خویش شد — رفت صورت جلوهٔ معنیش شد

سر چنین کردند هین فرمان توراست — تف دل از سر چنین کردن بخاست

ساعتی با آن گروه مجتبی — چون مراقب گشتم و از خود جدا

هم در آن ساعت ز ساعت رست جان — زانک ساعت پیر گرداند جوان

جمله تلوینها ز ساعت خاستست — رست از تلوین که از ساعت برست

چون ز ساعت ساعتی بیرون شوی — چون نماند محرم بی‌چون شوی

ساعت از بی‌ساعتی آگاه نیست — زانکش آن سو جز تحیر راه نیست

هر نفر را بر طویله خاص او — بسته‌اند اندر جهان جست و جو

منتصب بر هر طویله رایضی — جز بدستوری نیاید رافضی

از هوس گر از طویله بسکلد — در طویله دیگران سر در کند

در زمان آخرجیان چست خوش — گوشهٔ افسار او گیرند و کش

حافظان را گر نبینی ای عیار — اختیارت را ببین بی اختیار

اختیاری می‌کنی و دست و پا — برگشا دستت، چرا حبسی چرا

روی در انکار حافظ برده‌ای — نامْ تهدیداتِ نفسش کرده‌ای

← Önceki 400 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı