☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در تحیات و سلام الصالحین — مدح جملهٔ انبیا آمد عجین

مدحها شد جملگی آمیخته — کوزه‌ها در یک لگن در ریخته

زانک خود ممدوح، جز یک بیش نیست — کیشها زین روی، جز یک کیش نیست

دان که هر مدحی به‌نور حق رود — بر صور و اشخاص عاریت بود

مدحها جز مستحق را کی کنند — لیک بر پنداشت گم‌ره می‌شوند

همچو نوری تافته بر حایطی — حایط آن انوار را چون رابطی

لاجرم چون سایه سوی اصل راند — ضال مه گم کرد و ز استایش بماند

یا ز چاهی عکس ماهی وا نمود — سر به‌چَه در کرد و آن را می‌ستود

در حقیقت مادح ماهست او — گرچه جهل او بعکسش کرد رو

مدح او مه‌راست نه آن عکس را — کفر شد آن چون غلط شد ماجرا

کز شقاوت گشت گم‌ره آن دلیر — مه به بالا بود و او پنداشت زیر

زین بتان خلقان پریشان می‌شوند — شهوت رانده پشیمان می‌شوند

زآنک شهوت با خیالی رانده است — وز حقیقت دورتر وا مانده است

با خیالی میل تو چون پَر بود — تا بدان پَر بر حقیقت بر شود

چون براندی شهوتی پَرّت بریخت — لنگ گشتی و آن خیال از تو گریخت

پَر نگه دار و چنین شهوت مران — تا پَر میلت برد سوی جنان

خلق پندارند عشرت می‌کنند — بر خیالی پر خود بر می‌کنند

وام‌دار شرح این نکته شدم — مهلتم ده معسرم زان تن زدم

← Önceki 402 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı