☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پیش در شد آن دقوقی در نماز — قوم همچون اطلس آمد او طراز

اقتدا کردند آن شاهان قطار — در پی آن مقتدای نامدار

چونک با تکبیرها مقرون شدند — همچو قربان از جهان بیرون شدند

معنی تکبیر اینست ای اِمیم — کای خدا پیش تو ما قربان شدیم

وقت ذبح، الله‌اکبر می‌کنی — همچنین در ذبح نفس کشتنی

تن چو اسمعیل و جان همچون خلیل — کرد جان تکبیر بر جسم نبیل

گشت کشته تن ز شهوتها و آز — شد به بسم الله بسمل در نماز

چون قیامت پیش حق صفها زده — در حساب و در مناجات آمده

ایستاده پیش یزدان اشک‌ریز — بر مثال راست‌خیز رستخیز

حق همی‌گوید چه آوردی مرا — اندرین مهلت که دادم من تورا

عمر خود را در چه پایان برده‌ای — قوت و قُوّت در چه فانی کرده‌ای

گوهر دیده کجا فرسوده‌ای — پنج حس را در کجا پالوده‌ای

چشم و هوش و گوش و گوهرهای عرش — خرج کردی چه خریدی تو ز فرش

دست و پا دادمت چون بیل و کلند — من ببخشیدم ز خود آن کی شدند

همچنین پیغامهای دردگین — صد هزاران آید از حضرت چنین

در قیام این گفتها دارد رجوع — وز خجالت شد دوتا او در رکوع

قوت استادن از خجلت نماند — در رکوع از شرم تسبیحی بخواند

باز فرمان می‌رسد بردار سر — از رکوع و پاسخ حق بر شمر

سر بر آرد از رکوع آن شرمسار — باز اندر رو فتد آن خام‌کار

باز فرمان آیدش بردار سر — از سجود و وا ده از کرده خبر

سر بر آرد او دگر ره شرمسار — اندر افتد باز در رو همچو مار

باز گوید سر بَرآر و باز گو — که بخواهم جست از تو مو به مو

قوت پا ایستادن نبودش — که خطاب هیبتی بر جان زدش

پس نشیند قعده زان بار گران — حضرتش گوید سخن گو با بیان

نعمتت دادم بگو شُکرت چه بود — دادمت سرمایه هین بنمای سود

رو به دست راست آرد در سلام — سوی جان انبیا و آن کرام

یعنی ای شاهان شفاعت کین لئیم — سخت در گل ماندش پای و گلیم

← Önceki 403 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı