☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن دقوقی در امامت کرد ساز — اندر آن ساحل در آمد در نماز

و آن جماعت در پی او در قیام — اینت زیبا قوم و بگزیده امام

ناگهان چشمش سوی دریا فتاد — چون شنید از سوی دریا داد داد

در میان موج دید او کشتیی — در قضا و در بلا و زشتیی

هم شب و هم ابر و هم موج عظیم — این سه تاریکی و از غرقاب بیم

تند بادی همچو عزرائیل خاست — موجها آشوفت اندر چپ و راست

اهل کشتی از مهابت کاسته — نعره وا ویلها برخاسته

دستها در نوحه بر سر می‌زدند — کافر و ملحد همه مخلص شدند

با خدا با صد تضرع آن زمان — عهدها و نذرها کرده به‌جان

سر برهنه در سجود آنها که هیچ — رویشان قبله ندید از پیچ پیچ

گفته که بی‌فایده‌ست این بندگی — آن زمان دیده در آن صد زندگی

از همه اومید ببریده تمام — دوستان و خال و عم، بابا و مام

زاهد و فاسق شد آن دم متقی — همچو در هنگام جان کندن شقی

نه ز چپشان چاره بود و نه ز راست — حیله‌ها چون مُرد، هنگام دعاست

در دعا ایشان و در زاری و آه — بر فلک زیشان شده دود سیاه

دیو آن دم از عداوت بین بین — بانگ زد کای سگ‌پرستان علتین

مرگ و جسک ای اهل انکار و نفاق — عاقبت خواهد بدن این اتفاق

چشمتان تر باشد از بعد خلاص — که شوید از بهر شهوت دیو خاص

یادتان ناید که روزی در خطر — دستتان بگرفت یزدان از قدر

این همی‌آمد ندا از دیو لیک — این سخن را نشنود جز گوش نیک

راست فرمودست با ما مصطفی — قطب و شاهنشاه و دریای صفا

کانچ جاهل دید خواهد عاقبت — عاقلان بینند ز اول مرتبت

کارها ز آغاز اگر غیبست و سِر — عاقل اول دید و آخر آن مُصِر

اولش پوشیده باشد و آخر آن — عاقل و جاهل ببیند در عیان

گر نبینی واقعهٔ غیب ای عنود — حزم را سیلاب کی اندر ربود

حزم چه بود بدگمانی بر جهان — دم بدم بیند بلای ناگهان

← Önceki 405 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı