← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آنچنانک ناگهان شیری رسید — مرد را بربود و در بیشه کشید
او چه اندیشد در آن بردن ببین — تو همان اندیش ای استاد دین
میکشد شیر قضا در بیشهها — جان ما مشغول کار و پیشهها
آنچنانک از فقر میترسند خلق — زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقرآفرین — گنجهاشان کشف گشتی در زمین
جملهشان از خوف غم در عین غم — در پی هستی فتاده در عدم