☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درخت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون برون رفتند سوی آن درخت — گفت دستش را سپس بندید سخت

تا گناه و جرم او پیدا کنم — تا لوای عدل بر صحرا زنم

گفت ای سگ جد او را کشته‌ای — تو غلامی خواجه زین رو گشته‌ای

خواجه را کشتی و بردی مال او — کرد یزدان آشکارا حال او

آن زنت او را کنیزک بوده است — با همین خواجه جفا بنموده است

هر چه زو زایید ماده یا که نر — ملک وارث باشد آنها سر به‌سر

تو غلامی کسب و کارت ملک اوست — شرع جستی شرع بستان رو نکوست

خواجه را کشتی باستم زار زار — هم برینجا خواجه گویان زینهار

کارد از اشتاب کردی زیر خاک — از خیالی که بدیدی سهمناک

نک سرش با کارد در زیر زمین — باز کاوید این زمین را همچنین

نام این سگ هم نبشته کارد بر — کرد با خواجه چنین مکر و ضرر

همچنان کردند چون بشکافتند — در زمین آن کارد و سر را یافتند

ولوله در خلق افتاد آن زمان — هر یکی زنار ببرید از میان

بعد از آن گفتش بیا ای دادخواه — داد خود بستان بدان روی سیاه

← Önceki 419 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı