☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هم بدان تیغش بفرمود او قصاص — کی کند مکرش ز علم حق خلاص؟

حلم حق گرچه مواساها کند — لیک چون از حد بشد پیدا کند

خون نخسپد درفتد در هر دلی — میل جست و جوی و کشف مشکلی

اقتضای داوری رب دین — سَر بر آرد از ضمیر آن و این

کان فلان چون شد چه شد حالش چه گشت — همچنانک جوشد از گلزار کشت

جوشش خون باشد آن وا جستها — خارش دلها و بحث و ماجرا

چونک پیداگشت سِر کار او — معجزه داود شد فاش و دوتو

خلق جمله سر برهنه آمدند — سر به سجده بر زمینها می‌زدند

ما همه کوران اصلی بوده‌ایم — از تو ما صد گون عجایب دیده‌ایم

سنگ با تو در سخن آمد شهیر — کز برای غزو طالوتم بگیر

تو به سه سنگ و فلاخن آمدی — صد هزاران مرد را بر هم زدی

سنگهایت صدهزاران پاره شد — هر یکی هر خصم را خون‌خواره شد

آهن اندر دست تو چون موم شد — چون زره‌سازی تورا معلوم شد

کوهها با تو رسایل شد شکور — با تو می‌خوانند چون مقری زبور

صد هزاران چشم دل بگشاده شد — از دم تو غیب را آماده شد

و آن قوی‌تر زان همه کین دایمست — زندگی بخشی که سرمد قایمست

جان جملهٔ معجزات اینست خود — کو ببخشد مرده را جان ابد

کشته شد ظالم جهانی زنده شد — هر یکی از نو خدا را بنده شد

← Önceki 420 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı