☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای غلام اکنون تو پر بین مشک خود — تا نگویی درشکایت نیک و بد

آن سیه حیران شد از برهان او — می‌دمید از لامکان ایمان او

چشمه‌ای دید از هوا ریزان شده — مشک او روپوش فیض آن شده

زان نظر روپوشها هم بر درید — تا معین چشمهٔ غیبی بدید

چشمها پر آب کرد آن دم غلام — شد فراموشش ز خواجه وز مقام

دست و پایش ماند از رفتن به راه — زلزله افکند در جانش اله

باز بهر مصلحت بازش کشید — که به خویش آ باز رو ای مستفید

وقت حیرت نیست حیرت پیش تست — این زمان در ره در آ چالاک و چست

دستهای مصطفی بر رو نهاد — بوسه‌های عاشقانه بس بداد

مصطفی دست مبارک بر رخش — آن زمان مالید و کرد او فرخش

شد سپید آن زنگی و زادهٔ حبش — همچو بدر و روز روشن شد شبش

یوسفی شد در جمال و در دلال — گفتش اکنون رو بده وا گوی حال

او همی‌شد بی سر و بی پای مست — پای می‌نشناخت در رفتن ز دست

پس بیامد با دو مشک پر روان — سوی خواجه از نواحی کاروان

← Önceki 454 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı