☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت موسی را یکی مرد جوان — که بیاموزم زبان جانوران

تا بود کز بانگ حیوانات و دد — عبرتی حاصل کنم در دین خود

چون زبان‌های بنی‌آدم همه — در پی آبست و نان و دمدمه

بوک حیوانات را دردی دگر — باشد از تدبیر هنگام گذر

گفت موسی رو گذر کن زین هوس — کاین خطر دارد بسی در پیش و پس

عبرت و بیداری از یزدان طلب — نه از کتاب و از مقال و حرف و لب

گرم‌تر شد مرد زان منعش که کرد — گرم‌تر گردد همی از منع مرد

گفت ای موسی چو نور تو بتافت — هر‌چه چیزی بود چیزی از تو یافت

مر مرا محروم کردن زین مراد — لایق لطفت نباشد ای جواد

این زمان قایم مقام حق توی — یاس باشد گر مرا مانع شوی

گفت موسی یا رب این مرد سلیم — سخره کردستش مگر دیو رجیم

گر بیاموزم زیان کارش بود — ور نیاموزم دلش بد می‌شود

گفت ای موسی بیاموزش که ما — رد نکردیم از کرم هرگز دعا

گفت یا رب او پشیمانی خورد — دست خاید‌، جامه‌ها را بَر‌درَد

نیست قدرت هر کسی را سازوار — عجز بهتر مایهٔ پرهیزکار

فقر ازین رو فخر آمد جاودان — که به تقوی ماند دست نارسان

زان غنا و زان غنی مردود شد — که ز قدرت صبرها بدرود شد

آدمی را عجز و فقر آمد امان — از بلای نفس پر حرص و غمان

آن غم آمد ز آرزوهای فضول — که بدان خو کرده است آن صید غول

آرزوی گِل بود گِل‌خواره را — گُل‌شکر نگوارد آن بیچاره را

← Önceki 460 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı