☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پس خروسش گفت تن زن غم مخور — که خدا بدهد عوض زینت دگر

اسپ این خواجه سقط خواهد شدن — روز فردا سیر خور کم کن حزن

مر سگان را عید باشد مرگ اسپ — روزی وافر بود بی جهد و کسپ

اسپ را بفروخت چون بشنید مرد — پیش سگ شد آن خروسش روی‌زرد

روز دیگر همچنان نان را ربود — آن خروس و سگ برو لب بر گشود

کای خروس عشوه‌ده چند این دروغ — ظالمی و کاذبی و بی فروغ

اسپ کش گفتی سقط گردد کجاست — کور اخترگوی و محرومی ز راست

گفت او را آن خروس با خبر — که سقط شد اسپ او جای دگر

اسپ را بفروخت و جست او از زیان — آن زیان انداخت او بر دیگران

لیک فردا استرش گردد سقط — مر سگان را باشد آن نعمت فقط

زود استر را فروشید آن حریص — یافت از غم وز زیان آن دم محیص

روز ثالث گفت سگ با آن خروس — ای امیر کاذبان با طبل و کوس

گفت او بفروخت استر را شتاب — گفت فردایش غلام آید مصاب

چون غلام او بمیرد نانها — بر سگ و خواهنده ریزند اقربا

این شنید و آن غلامش را فروخت — رست از خسران و رخ را بر فروخت

شکرها می‌کرد و شادیها که من — رستم از سه واقعه اندر زمن

تا زبان مرغ و سگ آموختم — دیدهٔ سوء القضا را دوختم

روز دیگر آن سگ محروم گفت — کای خروس ژاژخا کو طاق و جفت

← Önceki 463 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı