☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

همچو گرمابه که تفسیده بود — تنگ آیی جانت پخسیده شود

گرچه گرمابه عریضست و طویل — زان تبش تنگ آیدت جان و کلیل

تا برون نایی بنگشاید دلت — پس چه سود آمد فراخی منزلت

یا که کفش تنگ پوشی ای غوی — در بیابان فراخی می‌روی

آن فراخی بیابان تنگ گشت — بر تو زندان آمد آن صحرا و دشت

هر که دید او مر ترا از دور گفت — کو در آن صحرا چو لاله تر شکفت

او نداند که تو همچون ظالمان — از برون در گلشنی جان در فغان

خواب تو آن کفش بیرون کردنست — که زمانی جانت آزاد از تنست

اولیا را خواب ملکست ای فلان — همچو آن اصحاب کهف اندر جهان

خواب می‌بینند و آنجا خواب نه — در عدم در می‌روند و باب نه

خانهٔ تنگ و درون جان چنگ‌لوک — کرد ویران تا کند قصر ملوک

چنگ‌لوکم چون جنین اندر رحم — نه‌مهه گشتم شد این نقلان مهم

گر نباشد درد زه بر مادرم — من درین زندان میان آذرم

مادر طبعم ز درد مرگ خویش — می‌کند ره تا رهد بره ز میش

تا چرد آن بره در صحرای سبز — هین رحم بگشا که گشت این بره گبز

درد زه گر رنج آبستان بود — بر جنین اشکستن زندان بود

حامله گریان ز زه کاین المناص — و آن جنین خندان که پیش آمد خلاص

هرچه زیر چرخ هستند امهات — از جماد و از بهیمه وز نبات

هر یکی از درد غیری غافل اند — جز کسانی که نبیه و کامل‌اند

آنچ کوسه داند از خانهٔ کسان — بلمه از خانه خودش کی داند آن

آنچ صاحب‌دل بداند حال تو — تو ز حال خود ندانی ای عمو

← Önceki 475 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı