☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۵ - رو نهادن آن بندهٔ عاشق سوی بخارا

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

رو نهاد آن عاشق خونابه‌ریز — دل‌طپان سوی بخارا گرم و تیز

ریگ آمون پیش او همچون حریر — آب جیحون پیش او چون آبگیر

آن بیابان پیش او چون گلستان — می‌فتاد از خنده او ، چون گل‌   ستان

در سمرقندست قند اما لبش — از بخارا یافت و آن شد مذهبش

ای بخارا عقل‌افزا بوده‌ای — لیکن ازمن عقل و دین بربوده‌ای

بدر می‌جویم از آنم چون هلال — صدر می‌جویم درین صف نعال

چون سواد آن بخارا را بدید — در سواد غم بیاضی شد پدید

ساعتی افتاد بیهوش و دراز — عقل او پرید در بستان راز

بر سر و رویش گلابی می‌زدند — از گلاب عشق او غافل بدند

او گلستانی نهانی دیده بود — غارت عشقش ز خود ببریده بود

تو فسرده درخور این دم نه‌ای — با شکر مقرون نه‌ای گرچه نیی

رخت عقلت با توست و عاقلی — کز جنودا لم تروها غافلی

← Önceki 490 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı