← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجد
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
تا یکی مهمان در آمد وقت شب — کو شنیده بود آن صیت عجب
از برای آزمون میآزمود — زانک بس مردانه و جان سیر بود
گفت کم گیرم سر و اشکمبهای — رفته گیر از گنج جان یک حبهای
صورت تن گو برو من کیستم — نقش کم ناید چو من باقیستم
چون نفخت بودم از لطف خدا — نفخ حق باشم ز نای تن جدا
تا نیفتد بانگ نفخش این طرف — تا رهد آن گوهر از تنگین صدف
چون تمنوا موت گفت ای صادقین — صادقم جان را برافشانم برین