☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آنک فرمودست او اندر خطاب — کره و مادر همی‌خوردند آب

می‌شخولیدند هر دم آن نفر — بهر اسپان که هلا هین آب خور

آن شخولیدن به کره می‌رسید — سر همی بر داشت و از خور می‌رمید

مادرش پرسید کای کره چرا — می‌رمی هر ساعتی زین استقا

گفت کره می‌شخولند این گروه — ز اتفاق بانگشان دارم شکوه

پس دلم می‌لرزد از جا می‌رود — ز اتفاق نعره خوفم می‌رسد

گفت مادر تا جهان بودست ازین — کارافزایان بدند اندر زمین

هین تو کار خویش کن ای ارجمند — زود کایشان ریش خود بر می‌کنند

وقت تنگ و می‌رود آب فراخ — پیش از آن کز هجر گردی شاخ شاخ

شهره کاریزیست پر آب حیات — آب کش تا بر دمد از تو نبات

آب خضر از جوی نطق اولیا — می‌خوریم ای تشنهٔ غافل بیا

گر نبینی آب کورانه بفن — سوی جو آور سبو در جوی زن

چون شنیدی کاندرین جو آب هست — کور را تقلید باید کار بست

جو فرو بر مشک آب‌اندیش را — تا گران بینی تو مشک خویش را

چون گران دیدی شوی تو مستدل — رست از تقلید خشک آنگاه دل

گر نبیند کور آب جو عیان — لیک داند چون سبو بیند گران

که ز جو اندر سبو آبی برفت — کین سبک بود و گران شد ز آب و زفت

زانک هر بادی مرا در می‌ربود — باد می‌نربایدم ثقلم فزود

مر سفیهان را رباید هر هوا — زانک نبودشان گرانی قوی

کشتی بی‌لنگر آمد مرد شر — که ز باد کژ نیابد او حذر

لنگر عقلست عاقل را امان — لنگری در یوزه کن از عاقلان

او مددهای خرد چون در ربود — از خزینه دُرّ آن دریای جود

زین چنین امداد دل پر فن شود — بجهد از دل چشم هم روشن شود

زانک نور از دل برین دیده نشست — تا چو دل شد دیدهٔ تو عاطلست

دل چو بر انوار عقلی نیز زد — زان نصیبی هم بدو دیده دهد

پس بدان کاب مبارک ز آسمان — وحی دلها باشد و صدق بیان

ما چو آن کره هم آب جو خوریم — سوی آن وسواس طاعن ننگریم

پی‌رو پیغمبرانی ره سپر — طعنهٔ خلقان همه بادی شمر

آن خداوندان که ره طی کرده‌اند — گوش فا بانگ سگان کی کرده‌اند

← Önceki 513 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı