☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو چو عزم دین کنی با اجتهاد — دیو بانگت بر زند اندر نهاد

که مرو زان سو بیندیش ای غوی — که اسیر رنج و درویشی شوی

بی‌نوا گردی ز یاران وابری — خوار گردی و پشیمانی خوری

تو ز بیم بانگ آن دیو لعین — وا گریزی در ضلالت از یقین

که هلا فردا و پس فردا مراست — راه دین پویم که مهلت پیش ماست

مرگ بینی باز کو از چپ و راست — می‌کشد همسایه را تا بانگ خاست

باز عزم دین کنی از بیم جان — مرد سازی خویشتن را یک زمان

پس سلح بر بندی از علم و حکم — که من از خوفی نیارم پای کم

باز بانگی بر زند بر تو ز مکر — که بترس و باز گرد از تیغ فقر

باز بگریزی ز راه روشنی — آن سلاح علم و فن را بفکنی

سالها او را به بانگی بنده‌ای — در چنین ظلمت نمد افکنده‌ای

هیبت بانگ شیاطین خلق را — بند کردست و گرفته حلق را

تا چنان نومید شد جانشان ز نور — که روان کافران ز اهل قبور

این شکوه بانگ آن ملعون بود — هیبت بانگ خدایی چون بود

هیبت بازست بر کبک نجیب — مر مگس را نیست زان هیبت نصیب

زانک نبود باز صیاد مگس — عنکبوتان می مگس گیرند و بس

عنکبوت دیو بر چون تو ذباب — کر و فر دارد نه بر کبک و عقاب

بانگ دیوان گله‌بان اشقیاست — بانگ سلطان پاسبان اولیاست

تا نیامیزد بدین دو بانگ دور — قطره‌ای از بحر خوش با بحر شور

← Önceki 515 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı